دره خسته است
دره  سر به زير و سر شکسته است
دره باعث جدایی ِ دو کوه دل شکسته است


۲ـ

رود خسته اي به خواب رفته است
دشت ِ تشنه تا سراب رفته است
آبروي آب رفته است .




۳ـ

شاخه ای شکسته گفت :

"کاش باد هرزه اي به من ستم نکرده بود
گردن مرا دوباره خم نکرده بود".


۴ـ

موج ها را کسی به صف کرده ست
موج ها یاغیان دریایند
باز دریا دوباره کف کرده ست


۵ـ


سایه اي روي شانه ی خار است
سايه ها تا ابد نمي مانند
سایه ناگفته هاي دیوار است